تبليغاتX
شب بی ستاره
به نام آنکه اگر حکم کند همگی ما محکومیم (( تقدیم به میثمم))
جیرجیرک به خرس می گه دوستت دارم خرس می گه باشه ولی الان وقت خوابه زمستانه بعدا" در موردش صحبت می کنیم خرس می رود و در کلبه اش می خوابد و بعد از ان که زمستان تمام شد بیدار می شود اما افسوس که عمر جیرجیرک ۳روز بوده است
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 22:31  توسط ترانه | 
می خوام از دوست مهربونم تشکر کنم چون با کمک او تونستم این ویلاگو درست کنم و اسم زیبای این ویلاگ انتخاب اوست .**** جان ممنونم ازت امیدوارم بتونم جبران کنم             ۱۰ تا گل تقدیم به تو نازنین 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 21:21  توسط ترانه | 
اگر دبیر فیزیک بودم بهت ثابت می کردم سوی نگاهت از مرکز قلبم می گذرد  اگر دبیر شیمی بودم نام تو رو توی قلبم پخش می کردم تا محلولی از محبت شود اگر دبیر دینی بودم می دونستم که بعد از خدا تو رو می پرستم اگر دبیر جغرافیا بودم می دونستم خوش اب و هواترین منطقه اغوش توست و اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبان می گفتم که دوستت دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 19:55  توسط ترانه | 
امدی چه زیبا گفتم دوستت دارم چه صادقانه پذیرفتی چه فریبنده  اغوشم برایت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم چه کودکانه همه چیزم شدی چه زود به خاطر یک کلمه مرا ترک  کردی چه احمقانه واژه ی غریب خداحافظ به میان امد چه ناجوان مردانه  من عاشقت شدم چه عاشقانه   هنوز هم دوستت دارم چه غریبانه!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 19:28  توسط ترانه | 
عشق! روزی از تو پرسیدم تو چیستی؟ گفتی من گلی هستم که می رویم گفتم تو به چه معنا هستی؟ گفتی نگاهی بیش نیستم. از تو پرسیدم چطور به وجود می ایی!؟ در پاسخ گفتی: من از ساقه شروع می شوم و تا گلبرگ ها می رویم ابتدا غنچه هستم و بعد باز می شوم و به گل تبدیل می گردم و بعد از مدتی پژمرده می شوم... گفتم در قلب عاشق ها چطور؟ گفتی: غنچه ام شروع می کند به باز شدن و کم کم مانند گل در قلب نهاده می شود و عشق ادمی ان را با دستانش می کند و از ساقه در قلب خود می گزارد و بعد از مدتی این ساقه می شکند چون از ریشه در قلب ادمی نبوده است و گل من می ماند بدون ساقه و از ان چیزی نمی ماند جز یک گل پژمرده....
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 14:25  توسط ترانه | 
ستاره ی من هر شب همین جاست و من از بین چین های پرده نگاهش می کنم و دقایق طولانی چشم بر هم نمی زنم ...اما او بار ها چشمانش را بر هم می نهد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 13:30  توسط ترانه | 
فقط کردم به چشمانت نگاهی         نکردم من در این دنیا گناهی                   گناه من اگر باشد نگاهم       مجازاتم بکن هر طور که خواهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:47  توسط ترانه | 
عاشقی ان است که بل بل می کند  **  صد جفا از یار می بیند  تحمل می کند ...یا تکیه بر گل می کند   عاشقی پنهان نماند اخرش گل می کند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:32  توسط ترانه | 
عشق ورزیدن خطاست  حاصلش دیوانگی است            عاشقان جملگی دیوانه اند   عاشقان بازیگران بازی طفلانه اند !!!!     عشق کو؟؟؟؟؟؟؟   عاشق کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟    معشوق کیست!!!؟؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:28  توسط ترانه | 
خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی    تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی   ***   اگر  چون من به مرگ ارزوها می رسیدی   پشیمون می شدی از اینکه عشق را افریدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:21  توسط ترانه | 
دنیا را بد ساخته اند......... کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد   کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری *  اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و ایین و تقدیر  هرگز به هم نمی رسند و این رنج است ** زندگی یعنی این..........!؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 4:2  توسط ترانه | 
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم  نهایت هر چیزی همین ۱۰تا بود از بابا بستنی که می خواستم ۱۰تا می خواستم مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم و خلاصه ته دنیا همین ۱۰تا بود  و این ۱۰تا خیلی قشنگ بود ولی حالا نمی دونم ته دنیا چقدره؟؟نهایت دوست داشتن چند تاست؟؟؟انگار خیلی هم حریصتر شدم!! ۱۰تا بستنی هم جوابمو نمی ده!!!  اما می خوام بگم دوستت دارم..........می دونی چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به اندازه ی همون ۱۰تای بچگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 3:43  توسط ترانه | 
به دیدارم اگر امدی:انتهای جاده ی غربت انجا که اشیانه ی اخرین پرستوی مهاجر است انجا که چشمی بارانی ست و چمدانی اماده ی سفر به ان مکان که سکوت فریاد جدایی سر می دهد و درختان غریبانه می گریند....من و شمع های نیمه سوخته.........من و ابرهای بارانی.........من و پنجره های بسته.......بی صبرانه منتظر امدنت هستم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 3:1  توسط ترانه | 
زندگی داستانی است پر ماجرا که عشق و محبت بهترین و زیباترین فصل ان است.                                 عزیزم:    زندگی بی تو چیزی نیست جز کلبه ای از سکنه ی دل جنگلی هولناک و این جنگل هنگامی چون بهشت هوریان زیبایی شود که قدم های مهربانت بر زمین ان بوسه بزند و اوای ستانه ات حدیث عشق و محبت را زمزمه کند. 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 1:59  توسط ترانه | 
سلام به کسانی که با امدن به کلبه ی تنهای من من را ۲چندان شاد می کنند امیدوارم مطالبم قابل پسند شما عزیزان باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 1:43  توسط ترانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشه نه تشنه ی عشق چون تشنه ی عشق روزی سیراب می شود

سلام به دوستان عزیز، امیدوارم حال همتون خوب باشه و غمی در دلهای بزرگتون وجود نداشته باشه

از شما دوستان مهربان به خاطر نظرات دلنشین و زیباتون سپاس گذارم ، امیدوارم وبلاگم قابل دیدن باشد .

من این وبلاگ تقدیم می کنم به گل زندگیم، عشقم میثم و از همین جا می خوام بهش بگم

عاشقانه می پرستمت و دوستت دارم

محتاج دعای شما عزیزانیم

(( ترانه))

پیوندهای روزانه
عاشق سروناز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
پیوندها
دل تنهای من(پیمان)
نگین همه ی زندگیم(نیما و نگین)
سرود های خفته(سهند)
تا ابد عاشقت هستم(خانمی)
سکوت عشق(علی)
هر چی که دوست دارم(الهام)
وبلاگ یک دختر 9 ساله(هانیه)
حسین ابلیس
سحر جووووون
غزلک(شیرین )
(حامد و الهام عزیز)
عشق قاصدک(هادی عزیز)
(آرمین جون)
پروکسیما( روزبه عزیز)
زنجیر عشق( حمید عزیز)
خزان مهر (پریسا و سمیرا)
دختر خوزستان (شیرین عزیزم)
شیرین و یاشار
عاشقانه ها( حمیده جووون)
شهرزاد اولین و آخرین عشق شهرام (شهرام عزیز)
بهترین ها( علی عزیز)
سعید
نیکی جوون
امیر تنها
عاشق سروناز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان